به طور حتم اگر دو شعار از شعارهای معروف معماری را بخواهیم نام ببریم یکی شعار مینیمالیستها با عنوان"Less is more" و دیگری شعار جنبش معماری مدرن با عنوان"فرم تابع عملکرد" می باشد.جنبش مینیمالیستها برای استفاده در مواقعی که طراح برای طرحش تنها از المانهای اصلی و ضروری استفاده می کند و سایر چیزهای اضافی که ممکن است بار تجملاتی داشته باشد را حذف می کند.کلا در طراحی مینیمالیستها تحت تاثیر معماران و هنرمندان ژاپنی بود چرا که این نوع نگرش به طراحی کاملا با نوع دیدگاه مردم ژاپن سازگار بود.برای درک مفهوم مینیمالیست کارهای تادائو آندو از جمله Row House بهترین نمونه آن هستند.آنطرف قضیه جنبش معماری مدرن فرم را تابع عملکرد دانست و نویسنده به عنوان یک دانشجوی معماری برداشتا چنین دارد: برای رسیدن به طرح مطلوب و ایده ال در دنیای معماری مدرن تمامی آن چیزی که در محیط داخل و خارج وجود دارد باید دست به دست هم داده تا بهترین عملکرد بدست آید.در حیطه ی شناخت عملکرد نیز چند عنصر حائز اهمیت است:قرار گیری فضاها –سیرکولاسیون و... .

با نگاهی به کتاب بوطیقای معماری که نویسنده ی ان آنتونیادس استراژدی های اصلی در فر آیند تغییر فرم که با پاسخگویی به محرکهای داخلی و خارجی به نتیجه می رسد –را بررسی می کند ما نیز قدم به قدم جلو رفته و در آخر مساله جدیدتری را مطرح می کنیم.

آنتونی محدودیتهای خارجی و داخلی از جمله معیارهای عملکردی-سایت-دید-جهتگیری-و... را شیوه سنتی تغییر پذیری فرم نامیده است.اگر ما پا را برای تعریف عملکرد فراتر بگذاریم و تمام محدودیتهایی که در شیوه سنتی نام برده شد عملکرد تعریف کنیم به نقطه ی اول باز گشته ایم یعنی فرم تابع عملکرد!

اقتباس شیوه متفاوتتر تغییر پذیری فرم در همه جای دنیا به چشم می خورد و اگر آن را در مقیاس کوچکتر اجرا کنیم باز هم باز می گردیم به نقطه ی اول یعنی فرم تابع عملکرد! وقتی انتقال تصویری یا همان استعاره تصویری در مقیاس کوچکتر انجام می شود درآمد به سزایی در تغییر پذیری فرم ندارد. مقایسه دو بنا(فریبرز صحبا-لوئیس سالیوان).

دریدا فیلسوف فرانسوی بود که مساله ی ساختار شکنی را مطرح کرد.در همین رابطه معماران از این فلسفه در کارهای معماری خود بهره بردند و طرحهایی نو بوجود آمد .مساله ای که در اینجا در رابطه با تغییر پذیری فرم مطرح است در وافقع ساختار شکنی نیست بلکه فلسفه در گذر زمان است که باعث تغییر پذیری فرم می شود.حاشا که آنتونی آن مساله را چنین ندیده است.

نظرتان را به Klein House جلب می کنم که تمام فرم آن نوعی اریگامی در ریاضیات است که بازهم به این مساله ی زمان برخورد می کنیم.چرا که ذهن معماران برای به ثمر رساندن چنین طرحهایی با گذشت زمان و چیرگی آنها بر علوم مختلف دنیا تقویت می شود.با فرض این مساله که از کتاب بوطیقای معماری است"هیچ اقدام موفقیت آمیزی که با عث شکسته شدن تمامی قراردادها می شود-نمی توان طرد کرد-آن هم به شرطی که توانایی طراحی و قضاوت در شرایط جدید وجود داشته باشد." ما تمامی عناصر موفقیت را در رابطه با قراردادها با شرط توانایی طراحی در زمان جدید را تابع مرور زمان می نامیم.چراکه این عنصهای نام برده شده فقط و فقط با مرور زمان بهترین عملکرد را خواهند داشت.پس ما این تغییر در فرم را تابع زمان می نامیم.     بودند کسانی که قبلا این مسائل را مطرح کردند و من فقط از این افراد حمایت می کنم.

klein house

lotus template

louis salivan

Row house


منابع:

-بوطیقای معماری-جلد اول-آنتونیادس-انتشارات سروش 1388

-" نگرشی راهبردی به طراحی و خلق فرم در معماری "-هادی منافزاده- ماهنامه زیر ساختها شماره 11

-وبسایت هومن یار محمدی-1memar.net