معماری غیر خطی ,معماری سیال



در دو دهه اخیر شا هد گرایش تعدادی از معماران به سبک خاصی از طراحی هستیم که از ان با عنوان معماری غیر خطی یا معماری سیال نام برده می شود فرمهای دارای معماری غیر خطی عمو ما دارای سه مشخصه زیر می باشند:
1- دارای فرم توپولوژ یک هستند به عبارت دیگر برای بررسی فرم انها باید از اصول توپولوژی استفاده کرد ]توپولوژی شاخهای از ریاضیات است که قوانین حاکم بر شکلها و حجم ها را مورد بررسی قرار می دهد[ اجسام مورد مطالعه در این علم تنها اشکال کلاسیک ومتعارف مانند صفحه کره رویه معمو لی نیستند بلکه همه اشکال معمولی را میتوان مورد مطالعه قرار دادشکلهایی مثل قوری ,کوزه,شکل حاصل از تقاطع چند خیابان و......
در توپو لوژی حالتهای مختلفی را می توان برای یک شکل متصور شد و در هر لحظه می توان اینحالتها را تعریف کرد مثلا اگر فرض شود پروژه معروف موزه گوگنهایم اثر ]فرانک گه ری[شکل یک کاغذ مچاله شده را به معرض نمایش میگذارد توپولوژی بیان میکند که این سطح مچاله شده همان مربع مستطیل یک کاغذ صاف است و می توا ن ارتباط بین این دو حالت از کاغذ را با فرمول های ریاضی بیان کرد .
2- دراین پروژه ها از ا دوات الکترونیکی و ارتباطی درمقیاس بسیار گسترده ای استفاده می شود به طوری که وقتی فرد به داخل یکی از ساختمان ها وارد می شود احساس میکند در یک دنیای مجازی وارد شده است مثلا با دست زدن به دیواره نازک یکنمایشگاه تصاویر مختلفی در ان ایجاد می شود یا بسته به وضعیت رفتاری افراد داخل ساختمان وتعداد انها ]که توسط سنسور های الکتریکی کنترل می شوند [موزیک مناسبی انتخاب و پخش می شود
3- در طراحی همه این پروژه ها از نرم افزارهای پیشرفته سه بعدی سازی و ایجاد انیمیشن در مقیاسی گسترده استفاده می شود به گونه ای که بدون این نرم افزار ها طراحی ساخت و اجرای این سا ختمان ها غیر ممکن است . قضاوت کردن در موردمعماری غیر خطی بسیار مشکل است واین پرسش معروف که ایا معماری نوعی هنر است یا بر طرف کننده نیاز های انسان و دارای مقیاس انسانی ؟ در مورد معماری غیر خطی نیز مطرح است .کاربرد فناوری های پیچیده درداخل این گونه ساختما نها و نیاز به ابداع روشهای جدید برای ساخت و تکمیل انها به گونه ای است که انها را بیشتر به صورت تجسم فناوری امروز ی و نماد پیشرفت بشر در ابداع ساز و کار های پیچیده در اورده است تا نمایی از یک معماری انسانی .
مسلما فرم هر یک از این ساختمانها فریبنده و جذاب است و هر یک از انها می تواند به معرو فیت مکانی که در ان احداث شده منجر و حتی با عث جذب درامد های توریستی شود . ولی موضوع بسیار مهم مدت زمان محدودی است که استفاده کننده گان از این گونه ساختمان ها در ان به سر میبرند . چنین ساختمانهایی معمولا نمایشگاه ,ترمینال,بانک هستند که حضور در مجاورت و داخل انها برای مدت زمانی محدود هیجان انگیز و دلنشین است ولی کسی نمیتواند در دراز مدت در داخل ان احساس ارامش کند . بنابر این استفاده از این شیوه طراحی و به کار بردن فرم ها و خم ها ی پیچیده و نا مانوس در پروژ هها ی معمو لی که امروزه در سطح دنیا با ب شده است در همه جا جوابگو نیست و چه بسا به نوعی ضد تبلیغ برای طراح تبدیل شود . مسئله بسیار مهم دیگر سیستم های سازه ای مورد استفاده برای بر پایی طرحهای غیر خطی است سیستم های سازه ای کلاسیک موجود با معماری غیر خطی نا متجانس هستند و از ان فا صله دارند .
از دهه نود میلادی به این طرف شاهد ظهور فرم های عجیب قارچی شکل روی صفحات مجلات معتبر معماری هستیم فرمهایی که معماری دیکانستراکشن]ساختار شکن[ که زمانی سر و صدای زیادی به پا کرده بود در مقابل ان به یک اسباب بازی میماند و انسان با مشاهده ان از خود می پرسد :ایا این واقعا معماری به حساب می اید ؟
به نظر میرسد معماران از ناشناخته ترین تا مشهور ترین انها دچار این اپید می واگیر شده اند واز معماران جوان گرفته تا افرادی نظیر فیلیپ جانسون همگی با استفاده از نرم افزار های گرا فیکی و کامپیو تری مشغول خلق حجمهای حباب مانند و توپولوژیک هستند . منتقدان معماری نظر چندان خوشی نسبت به این نوع معماریندارند و معمولا از ان به عنوان ]سیب زمینی[ یا ]معماری ا بکی [ نام میبرند .
شاید هنوز زود با شد که بتوان از معماری غیر خطی به عنوان یک سبک یا روش در معماری نام برد به احتمال زیاد معماری غیر خطی تنها یک مد گذراست و طراحی و ساخت ان به اندازه ای مشکل است که شاید نتوان در دراز مدت ان را ادامه داد . حقیقتا چه عاملی باعث ظهور این گونه معماری شده است؟

 

تنظیم شرایط محیطی

 

این نقشه ها از روی کپی نقشه های اصلی اسکن شده اگه کیفیت نداره تقصیر من نیست!!!

ادامه نوشته

مديريت شهري در فرانسه

Article title:   مديريت شهري در فرانسه

First posted:   Wed 17 Aug 2005

Description:   تهيه طرح‌هاي شهري در فرانسه مستلزم گذراندن اين مراحل است، تاييد شوراي شهر، تشكيل جلسات مشترك بين سازمان‌ها و انجمن‌هاي مقرر در قانون و بالاخره تاييد و ابلاغ طرح‌ از سوي فرماندار

 

ادامه نوشته

طبیعت و میراث فرهنگی

طبیعت و میراث فرهنگی





برای شنیدن فایل صوتی «اینجا» را کلیک کنید.
در این گفتار، از پیوستگی میراث فرهنگی و طبیعی به یکدیگر صحبت می‌کنیم و از این که در رویکردهای جدیدتر به میراث فرهنگی، یک اثر با محيط و طبیعت اطراف خود معنا پیدا می‌کند.

سی و سه پل
برای مدت زمانی طولانی، توجه محققان و معماران و حفاظت‌گران فقط و فقط متوجه خود یک اثر تاریخی بود. محیط و طبیعت پیرامون آن، نه به عنوان موضوعی برای شناسایی و نه به عنوان موضوعی برای حفاظت مورد توجه قرار نمی‌گرفت.
اما آرام آرام، اقلیم و محیط پیرامون یک اثر تاریخی نیز به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از آن اثر مورد توجه قرار گرفت و در فهرست مواردی که باید از آن حفاظت شود، وارد شد.
سال ١٩٧٢ سالی بود که سازمان یونسکو، کنواسیونی را به نام کنواسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی به تصویب رساند. اهمیت این کنوانسیون کنار هم نهادن میراث فرهنگی و طبیعی است. گرچه تصویب دو قطعنامه مجزا برای حفاظت از طبیعت و آثار فرهنگی امکان پذیر بود، اما تدوین قطعنامه‌ای که این دو موضوع مهم و به شدت مورد آسیب را در کنار هم بگذارد پیشرفت بسیار مهم در تلقی مفهوم شکل گیری میراث فرهنگی در بستر طبیعت است.

زاینده رود و پل خواجو در اصفهان
پیوستگی میراث معماری و فرهنگی به طبیعت پیرامون خود ابعاد متفاوتی دارد. در بسیاری موارد، یک اثر تاریخی در پی پاسخ دادن به شرایط محیطی خود به وجود آمده و زندگی آن وابسته به محيط پیرامون خود است. در نظر بگیرید سی و سه پل که یکی از شاهکارهای معماری و مهندسی ایرانی است، هرگز بدون زاینده رود معنا و مفهوم پیدا نمی کند.
زاینده رود نقش مهمی در شکل‌گیری شهر اصفهان و سپس توسعه آن در دروه‌های مختلف تاریخی داشته است. محور چهارباغ صفوی، محوری است عمود بر زاینده رود که با گذر از روی رودخانه، سمت و سوی توسعه شهر قدیم را به سوی اراضی و باغ‌های خارج از شهر مشخص می‌کرده است. بنابراین، رودخانه در این مفهوم تنها مسیری برای جاری شدن آب نیست، بلکه یک مفهوم تاریخی – فرهنگی است که باعث شکل‌گیری عناصر معماری و شهرسازی مختاقی در طول تاریخ شده است.

ارگ بم و نخلستان‌های اطراف آن
در مثال دیگری می‌توانیم به شهر قدیم بم اشاره کنیم. ارگ بم و منظر تاریخی- فرهنگی آن هر دو به همراه یکدیگر در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده اند. در این مورد علاوه بر ارزش‌های تاریخی، و معماری و فرهنگی خود ارگ، تعامل آن با طبیعت و محیط اطراف نیز مورد توجه قرار گرفته است.
سیستم آب‌رسانی قنات‌های با ارزش بم، باعث رونق باغ‌ها و درختان اطراف شهر شده و در طول حداقل دو هزار سال، این شهر را در دل کویر به کانون کشاورزی و باغداری تبدیل کرده و از این راه بستری برای به وجود آمدن یکی از بزرگترین مجمعه‌های خشتی جهان فراهم شده است. بنابراین، قنات‌ها، باغ‌ها و درختان بم، بخش جدایی‌ناپذیری از ارگ بم و ارزش‌های آن هستند. نمی‌توان به یکی توجه کرد و از دیگری غافل شد.

ارگ بم و نخلستان‌های اطراف
اگر به اعتقادات و آداب و رسوم گذشته نیز توجه کنیم، می‌بینیم در بسیاری مواقع، طبیعتی که در کنار یک اثر تاریخی یا مذهبی واقع شده، به اندازه همان اثر مورد احترام بوده است. این نمونه را می‌شود در حفاظت و یا قداست بسیاری از درختانی که در جوار بناهای مذهبی قرار دارند مشاهده کرد. درختانی که چه بسا بعضی از آنها قدمتی بیشتر از خود آن مکان دارند.

آثار ساسانی در کنار دریاچه تخت سلیمان
انتقال باورهای مذهبی به کوه یا درختی مجاور بناها، علاوه بر ریشه‌های اسطوره‌شناسی، حاوی این معناست که یک اثر فرهنگی(در معنای کلی خود) با محیط اطراف پیوستگی تمام و کمالی دارد. نگاهی به کوه‌ها و درخت‌ها و رودهایی که لااقل تا چند دهه پیش محترم بوده اند بیندازید. در کنار اکثر آنها، بنای مهم و یا مقدسی وجود دارد.
نام کوهی که تخت جمشید در دامنه آن ساخته شده، کوه مهر یا رحمت است و مورد احترام بوده، کوهی که زیارتگاه چک چک ایرانیان زرتشتی در آن واقع شده هم اکنون نیز مورد احترام است. آتشکده و سایر تاسیسات تخت سلیمان در کنار چشمه و دریاچه‌ای طبیعی ساخته شده اند که در روزگار خود، مکانی مقدس محسوب می‌شده است.

چنار کهن‌سال در کنار مسجد جامع نطنز
از این‌ها گذشته در مساجد قدیمی و یا امامزاده‌ها، هر جا که درخت کهن‌سالی باشد به اندازه خود آرامگاه یا مسجد مورد احترام است. بگذریم از آن که در چند سال گذشته، درخت چنار هزار ساله تجریش را در حیاط امامزاده صالح بریدند و دور انداختند.
روند دور شدن و فاصله گرفتن ما از طبیعت و کوششی که در نابودی آن به خرج می‌دهیم، بی‌سابقه و حیرت‌انگیز است. شاید همان‌طور که میراث طبیعی و فرهنگی به یکدیگر مرتبط هستند، بی‌توجهی و نابودی آنها نیز به هم مرتبط باشد.

منبع : رادیو زمانه

درون گرايي :

درون گرايي :

اقليم و فرهنگ ايراني در اولين جايي كه مي تواند خود را به ديگران نشان دهد معماري سنتي ايران است ، درونگرايي شايد يكي از اولين اصولي است كه هر معمار سنتي ايراني بدون توجه به ديگر نيازها آن را ناخودآگاه رعايت كرده و در طراحي معماري خود بكار مي برد ، درونگرايي را از همان تمدنهاي اولية ايراني مشاهده مي كنيم و پس از اسلام هم شاهد رعايت اين اصل به صورت فراوان هستيم. حفظ حريم خصوصي و مسالة محرمانه بودن فضاها ، از دير باز در فرهنگ ايراني مطرح بود ، هر چند كه گاهي شاهد اين هستيم كه مسأله حفظ حريم را به بعد از اسلام نسبت مي دهند ولي ما حتا در كاخهاي هخامنشي هم اين اصل را به كثرت مي بينيم.
داراب ديبا علاوه بر بيان درونگرايي به عنوان اصلي از معماري در بيان مفهوم اين اصل مي نويسد :" درون گرايي مفهومي است كه به صورت يك اصل در معماري ايران وجود داشته و با حضوري آشكار ، به صورت هاي متنوع ، قابل درك و مشاهده است. ويژگي معماري غير قابل انكار آثار و ابنيه اي مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، كاروانسرا ، حمام و غيره به خصوصيت درون گرايانه آن است كه ريشه اي عميق در مباني و اصول اجتماعي ـ فلسفي اين سرزمين دارد. ... درون گرايي در جستجوي حفظ حريم محيطي است كه درآن شرايط كالبدي با پشتوانة تفكر ، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خويش و يافتن طمأنينه خاطر و آرامش اصيل در درون ، به نظمي موزون و متعالي رسيده است.[1] "
پيرنيا از درونگرايي به عنوان يكي از 5 اصل معماري ايراني نام مي برد ، وي در تشريح اين اصل چنين مي نويسد : " اصولاً در ساماندهي اندام هاي گوناگون ساختمان و بويژه خانه هاي سنتي ، باورهاي مردم ، بسيار كارساز بوده است. يكي از باورهاي مردم ايران ارزش نهادن به زندگي شخصي و حرمت آن و نيز عزت نفس ايرانيان بوده كه اين امر بگونه اي معماري ايران را درونگرا ساخته است.
معماري ايراني با ساماندهي اندامهاي ساختمان در گرداگرد يك يا چند ميانسرا ، ساختمان را از جهان بيرون جدا مي كردند و تنها يك هشتي اين دو را به هم پيوند مي داد. خانه هاي درونگرا در اقليم گرم و خشك ، همچون بهشتي در دل كوير هستند ، فضاي درونگرا مانند آغوش گرم بسته است و از هر سو رو به درون دارد. ... اندروني جايگاه زندگي خانواده بود و بيگانگان بدان راه نداشتند ، بيروني ، ويژة مهمانان و بيگانگان بود كه جداگانه پذيرايي مي شدند و گاهي مهمانان در بالاخانه ( اتاق روي هشتي ) كه به اندروني نزديك بود پذيرايي مي شدند.
... خانه هاي برونگرا در برخي سرزمينهاي ايران نيز ساخته مي شود ، مانند كردستان ، لرستان و شمال ايران ولي در سرزمينهاي مياني و گرم و خشك ايران ، خانه هاي درونگرا ، پاسخ درخوري براي خشكي هوا ، بادهاي آزار دهنده ، شن هاي روان و آفتاب تند هستند.[2] "
" بيشتر كساني كه به بررسي معماري ايراني پرداخته اند. بر توجه خاص در اين معماري به اصل درونگرايي تأكير كرده اند ، كه البته علل و انگيزه هاي متفاوتي را براي آن برشمرده اند. اين انگيزه ها را مي توان در دو گروه جاي داد :
الف ) انگيزه ها و علت هاي مادي ( امنيت ، اقليم و ... )
ب ) درونگرايي به عنوان نوعي تفكر و جهان بيني

[1]ـ ديبا، دارا. معماري و فرهنگ.97

[2] ـ پيرنيا ، محمد كريم. سبك شناسي معماري ايراني.35

هنر معماری در کویر

هنر معماری در کویر


در استان يزد آثار و بناهاي بسياري وجود دارد كه نظر پژوهشگران به آنان معطوف مي گردد. نظير (مساجد ، مدارس ، آب انبارها ، و حسينيه ها ) ولي بناهاي يخچالهاي قديمي ، غريب ترين عناصري معماري هستند كه با ايجاد يخچالهاي برقي تقريبا به بوته فراموشي سپرده شده اند . در وجود يخچالها كه روزگاري در قلب تابستانهاي داغ وسوزان ، خنكاي آب گوارا را به درون خانه مي كشاند ،

رمز و رازي وجود دارد كه حكايت از معجزه فروتنانه خشت خام و دستهاي پرتوان معمار فرزانه اي مي كند تا عشق خدمت به خلق را در شاهكار معماري كوير به عرصه ظهور برساند . در حال حاضر تعداد معدودي از اين يخچالها باقي مانده است كه در اينجا سعي شده تا به ويژگي معماري و عملكرد خاص آن در ناحيه كويري پرداخته شود .
از پيشينه تاريخي يخچالها تا دوره صفويه اطلاعاتي در دست نيست . تنها در سفرنامه دكتر جان فراير در قرن يازدهم اشاره مي كند كه « در اين زمان ذخيره ساختن يخ ؛رسمي متداول و ديرين سال شمرده مي شود و امكان آن مي رود كه همراه با مغولان وارد ايران گرديده است . همچنين شاردن، دورنمايي از شهر كاشان را درسفرنامه خود به تصوير مي كشد و يخچالهاي اين شهر را در بيرون از قلعه و برج وباروي شهر نشان داده است . و به معماري يخچالها در اصفهان اشاراتي كرده است .
استان يزد نيز با توجه به كويري بودنش از اين معماري بي بهره نبوده است و هنوز درجاي جاي آن از جمله به شهرستان ميبد و ابركوه نيز مي توان آثاراين شاهكار معماري را مشاهده كرد . ولي قبل از هر چيز شايان ذكر است كه فن ساختماني و شيوه معماري در ساختمانهاي يخچالها به گونه اي است كه دقت و نكته سنجي سازندگان و معماران اين واحدها را به نكات عمده ومهمي چون عايق كاري بنا ، حفظ برودت مناسب جهت نگهداري يخ ، مصالح ساختماني و چگونگي تهيه يخ پرداخته شود.
يخچالها بطور عمده از سه قسمت تشكيل شده اند ، ديوار طويل سايه انداز ، مخزن يخ و حوضچه هاي توليد يخ .
1- ديوار سايه انداز بسيار طويل و بلند مي باشد ارتفاع اين ديوارها كه گاهي تا 10 متر مي رسد در طول روز از تابش آفتاب بر روي آبهاي منجمد شده در حوضچه ها جلوگيري مي كند . گاه جهت استحكام بيشتر ديوار سايه انداز اقدام به احداث پشت بندهاي بزرگ در قسمت جنوبي ديوار مي كردند . ديوارهاي سايه انداز در پايين داراي ضخامتي زياد بوده و به تدريج در بخشهاي فوقاني از قطر آنها كاسته ميشود .
2- حوضچه هاي تهيه يخ : گودال مستطيل شكل است كه به موازات ديوار سايه انداز و در بخش شمالي آن حفرشده و طول آن اندكي كمتر از طول ديوار وعمق آن 30 الي 50 سانتيمتر و گاه بيشتر بوده است . اين گودال محل تهيه نخ در شبهاي سرد زمستان بود .
3- مخزن يخ: اين مخازن معمولا در پشت ديوار سايه انداز و در بخش جنوبي آن و در بعضي موارد بوسيله يك يا چند مدخل ورودي به بخش شمالي راه مي يابد . انبار يخ نيز گودالهاي عميق و بزرگي هستند كه در وسط مخزن يخ حفرشده اند .شكل اين گودالها در يخچالهاي گنبد دار بصورت دايره با شعاعي تا حدود 4 متر و گاه بيشتر مي باشد. ديوار اين گودالها از سنگ يا آجر يا اندود كاهگل ساخته مي شد .و پشت آن با مصالح عايقي چون خاكه زغال و يا مصالح ديگر پر مي گردد .جهت دستيابي به كف اين گودالها از پله هاي كوچكي كه در ديوار آن تعبيه مي شد استفاده مي گرديد همچنين چاهي در بيرون از يخچال حفر كرده و بوسيله مجاري باريكي كه دركف گودالهاي يخ تعبيه مي نمودند تا آب حاصل از ذوب يخ را به اين چاهها هدايت مي كردند .
ميبد يكي از نمونه هاي نادر شهرهاي باستاني ايران به شمار ميرود كه راههاي باستاني اين ديار پير را سواران مادي و پارسي ، اشكاني و ساساني در نورديده اند و در دوره هاي بعد نيز كاروانهايي كه از چهار سوي ايران بيابانهاي مركزي را مي بريدند و در اين پايگاه امن از تشويش بيابان مي آسودند يكي از اين راههاي باستاني شاهراه ري –كرمان مي باشد كه مجموعه كارواني رباط كه متشكل از كاروانسرا ،چاپارخانه ، آب انبار و يخچال مي باشد.در قسمتي از راه باستاني قرار دارد . ساختمان عظيم خشت و گلي يخچال ميبد روبروي كاروانسرا واقع گرديده و با ايجاد خيابان كشي از اين مجموعه مجزا گرديده است . اين يخچال روزگاري عطش مسافران كوير را سيراب مي نموده است .
محوطه يخبند ميبد حوض گلي كم عمقي به مساحت تقريبي 800 متر مربع و به عمق تقريبي نيم متر است ديوارهاي بلند سايه انداز به ضخامت 2 متر و به بلندي 8 متر است كه به چند طاق نما و ستون تقسيم شده است طول ديوار جنوبي 42 متر و ديوارهاي شرقي و غربي هر يك 20 متر مي باشد، يك درگاه اصلي به پهناي 2و20 و بلندي 2 متر درميان ديوارجنوبي به مخزن و گنبد راه دارد و تقريبا تمام رفت و آمدها وانبار كردن و تخليه يخ از اين درگاه صورت مي گرفته است درگاه ديگري به قرينه آن در سمت شمال گنبد تعبيه شده كه نقش چنداني نداشته و غالبا آنرا مي بسته اند .درگاه اصلي نيز فقط در هنگام رفت و آمد باز مي كرده اند مخزن قيفي يخچال را در زمين رسي سختي كنده اند ، قطردهانه اين مخزن 13 متر و گودي آن 6 متراست . ارتفاع گنبد حدود 15 متر مي باشد پهناي ديوار خشتي جدار گنبد از پايين به بالا به طراز ماهرانه اي كاهش مي يابد به گونه اي كه پهناي خشت درنوك گنبد از 2و40 متر به 20 سانتيمترمي رسد .
شهرباستاني ابركوه نيز كه پيشينه آن را به كيكاووس دومين پادشاه كيانيان مي رسانند ازمعماري كويري نيز بهره جسته و درجاي جاي اين خطه هنر و معماري كويري نظاره گر هر رهگذر مي باشد . يخچال بزرگ ابركوه كه به يخچال آقايي معروف است در سمت غربي جاده آسفالته ديده مي شود اين بنا با پلاني مدور و حجمي مخروطي شكل يادگاري از دوران قاجاريه در ورودي شهر واقع شده است. در بعضي از يخچالهاي مناطق كويري مانند ابركوه علاوه بر ديواراصلي ، ديوارهاي ديگري به موازات ديواراصلي ساخته مي گرديد ، به همان ميزان تعداد حوضچه هاي توليد يخ بيشتر مي شد بخصوص اينكه مخزن يخ نسبت به يخچالهاي مشابه از حجم و فضاي بيشتري برخوردار مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا سنگ وخشت و چوب و آهك مي باشد كه ابتدا حدود 50 سانتيمتر را با سنگ و ملات ماسه وآهك بنا كرده اند و مابقي را با خشت و گل ساخته اند در شرق بنا سه ديوار چينه اي با فاصله اي معين ايجاد شده است تنها راه ورود به به يخچال دريچه كوچكي در پايين است كه پس از وارد كردن يخ به درون يخچال از همين دريچه مقداري گياه خشكيده بنام « ييزر» و علوفه مخصوص ديگري روي يخها مي ريختند و بلافاصله دريچه را مسدود مي كردند تا تابستان باقي بماند اين يخچال در سالهاي اخير مرمت گرديده و سطح بيروني آن با آجر و اندود كاهگل بازسازي شده است .
بطوركلي در معماري كوير ، كمتر راه حلي است كه منحصرا يه يك مساله تعلق داشته باشدمعمار يزدي هميشه بايك تير چند نشان را مي زند . اين مفهوم اساس توليد ، نشانه نبوغ و استعداد سازندگان يزدي است كه در ديگر عرصه هاي توليد نيز به ظهور مي رسد .
در خاتمه مي توان افزود كه اصول حاكم بر طرح افكني تمامي يخچالها يكسان است و يخ بايد عايقبندي شده و خشك بماند ولي عليرغم وجود مصالح مقاوم ومتناسب ، شرايط اقليمي ، توسعه صنعت مدرن يخ سازي از منزلت فرهنگي اين بناها كاسته است و جا دارد كه ضمن بازسازي يخچالها ، آنان را به كاربري شايسته تبديل نمايد تا اين شاهكار معماري از ياد رفته بار ديگر در كوير بدرخشد

تنظیم شرایط محیطی

شناخت عوامل اقلیمی

اقلیم تا آنجا که با آسایش انسان رابطه بر قرار می کند نتیجه عواملی همچونتابش آفتاب -
دمای هوا - رطوبت هوا - وزش باد و میزان بارندگی است .

الف ) تابش آفتاب

تابش اشعه خورشید به سطح زمین باعث ایجاد گرمای طبیعی می شود .

ب ) دمای هوا

میزان گرما و سرمای شطح زمین عامل اصلی تعیین کننده درجه حرارت هوای بالای آن است .
هوا عبور دهنده کلیه طیف های نور خورشید بوده و در اثر دریافت اشعه خورشید دمای آن به طور مستقیم افزوده نمی گردد اما لایه های هوا به وسیله تماس با سطح زمین که در اثر دریافت اشعه خورشید گرم شده اند ; گرم می شوند و سپس لایه های گرم شده هوا , گرمای خود را به وسیله جابجایی به لایه های دیگر منتقل میکنند . جریان هوا و باد نیز باعث تماس بیشتر توده های عظیم هوا با سطح زمین شده و بدین طریق باعث گرمی هوا می شود.
و عکس این مطلب در زمستان و شب رخ می دهد . بدین ترتیب که هوا در اثر تماس با سطح زمین گرمای خود را از دست می دهد و سرد می شود . در نتیجه میزان تغییرات روزانه و سالانه درجه حرارت هوا به تغییرات درجه حرارت سطح مورد تماس آن بستگی دارد .
با توجه به این که سطح دریا ها خیلی آهسته تر از سطح زمین تحت تآثیر آفتاب گرم می شوند لذا میانگین درجه حرارت هوای بالای خشکی ها در تابستان بالا تر و در زمستان پایین تر از میانگین درجه حرارت هوای بالای دریاهاست .
ارتفاع از سطح دریا نیز تعیین کننده درجه حرارت هوا می باشد و در یک عرض جغرافیایی مشخص , مناطقی که در ارتفاع بیشتری قرار دارند سرد تر از مناطق پایین تر هستند .

ج ) رطوبت هوا

منظور از رطوبت هوا مقدار آبی است که به شکل بخار در هوا وجود دارد, که این بخار از طریق تبخیر آب سطح اقیانوس هاو دریا ها و همچنین سطوح مرطوبی چون گیاهان وارد هوا می شود. هر چه هوا گرم تر باشد بخار آب بیشتری را در خود نگه می دارند . به عنوان مثال ظرفیت پذیرش بخار آب در هوایی که دمای آن 18 درجه سیلسیوس است سه برابر هوایی است که دمای آن 2 درجه سیلسیوس می باشد . همچنین با کم شدن ارتفاع تراکم بخار آب در هوا زیاد می شود

سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي درساختمانهاي جديد،

اجراي سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي درساختمانهاي جديد، يک الزام
براساس دستور العمل ابلاغ شده از سوي معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران به شهرداران مناطق بيست و دوگانه، از ابتداي مهرماه سال جاري اجراي سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي در ساختمانهاي جديد الزامي مي شود.
گزارش روز يکشنبه خبرنگار ايرنا حاکي است ، کليه متقاضيان پروانه هاي ساختماني بايد نسبت به درج نقشه هاي تاسيسات برقي و مکانيکي اقدام کنند و لازم است اين امر به امضا و تاييد مهندس تاسيسات برقي و مکانيکي ذيصلاح برسد .
برخي گزارشهاي غيررسمي نشان مي دهد، بهره گيري از تجهيزات غير استاندارد گرمايشي در سال 1386 موجب شد تا بالغ بر يکهزار نفر از هموطنان در سطح کشور به دليل انتشار گاز دي اکسيد کرين ناشي ازسوخت ناقص در آبگرمکن هاي خانگي دچار مرگ خاموش شوند.
مرکز تحقيقات ساختمان ومسکن وابسته به وزارت مسکن وشهرسازي سال گذشته اعلام کرد، بررسيها نشان مي دهد 63 درصد‌ ساختمان‌هاي شهر تهران ازسيستم‌هاي سرمايشي و گرمايشي بي بهره هستند.
براساس دستورالعمل معاونت شهرسازي و معماري که شهريورماه جاري ابلاغ شده است ، صدور گواهي پايان کار براي ساختمانهاي جديد بعداز تکميل سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي و با تاييديه مهندس ناظر هماهنگ کننده، صورت خواهد گرفت.
"احسان مهدوي" مديرعامل يک شرکت پيمانکاري در اين خصوص به ايرنا گفت: سازندگان واحد هاي مسکوني امروزه براي کاهش هزينه هاي ساخت بسياري از نيازهاي خانه ها را ناديده مي گيرند و از اين رو اغلب واحدهاي مسکوني تازه تاسيس کمتر از پنج طبقه ، فاقد سيستم سرمايشي و گرمايشي هستند .
پيش از اين شوراي شهر تهران در ارديبهشت ماه امسال صدور هرگونه گواهي پايان کار براي ساختمان‌هاي جديد تهران را مشروط به تکميل سيستم‌هاي سرمايشي و گرمايشي و رعايت کامل مبحث 14 مقررات ملي ساختمان کرد .
به گفته مهدوي، اقدام شهرداري براي افزايش عمر مفيد ساختمانها و اصلاح الگوي مصرف نقش بسزايي دارد ، زيرا سالانه حدود يکصد ميليون متر مربع ساخت و سازدر سطح کشور صورت مي گيرد که استاندارد نبودن تاسيسات آنها نقش موثري در فرسودگي بنا و اتلاف سرمايه هاي ملي به دنبال دارد .
به گزارش خبرنگارايرنا، سازمان نظام مهندسي و کنترل ساختمان در استان تهران با توجه به بخشنامه معاونت شهرسازي و معماري از کليه مهندسان عضو خواسته است براي اجراي دقيق سيستم سرمايشي و گرمايشي ساختمانهاي نوبنياد کنترلهاي لازم را به عمل آورند .
نتايج بررسي پروانه هاي ساختماني صادره توسط شهرداريهاي مناطق شهري کشور در سال 1387نشان مي دهد ، از مجموع 176 هزار و 840 پروانه ساختماني صادره در سطح کشور ، تعداد ساختمانهاي يک تا چهار طبقه 140هزار و 395دستگاه بود که سهم 3/79درصدي داشتند.
به گزارش خبرنگار ايرنا، درحال حاضر نظارت مهندسان بر اجراي تاسيسات ساختمان در مساحت هاي بالاي سه هزار متر مربع صورت مي گيرد و اعمال کنترل بر ساخت وساز پايين هم مي تواند ضامن اجراي کيفي تاسيسات سرمايشي و گرمايشي شود .
بخش ساختمان ومسکن در طول دهه هاي گذشته همواره با مشکل جدي مصالح ساختماني غير استاندارد مواجه بوده است ، اما از خرداد ماه سال جاري الزام توليد استاندارد مصالح ساختماني به عنوان يک حرکت جدي در اين بخش نقش موثري براي ساخت وساز کيفي داشت .
اطلاعات به دست آمده از پروانه هاي ساختماني نشان مي دهد در سال گذشته 63 درصد ساختمان‌هاي نوساز بدون سيستم گرمايشي به مصرف‌کننده تحويل شدند.
سهم خانه هاي مجهز به موتورخانه مرکزي 36درصد و پکيج يک درصد بوده است وبه اين ترتيب در مجموع 37درصد خانه هاي نوبنياد با سيستم گرمايشي تحويل بهره برداران شد .
از سوي ديگر سهم ساختمانهاي داراي سيستم سرمايشي مرکزي چيلر 5/17درصد و بناهايي که از سيستم مستقل کولر گازي بهره مي گرفتند 6/2درصد بود و بقيه از سيستم مستقل کولر آبي برخوردار بودند .
انتظار مي رود با اجراي بخشنامه جديد معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران در سطح مناطق بيست ودوگانه و کنترل و نظارت دقيق مهندسان عضو سازمان نظام مهندسي و کنترل ساختمان گامي جدي در بهبود عملکرد در اجراي سيستم گرمايشي و سرمايشي ساختمانها برداشته و دستگاه ناظري بر حسن اجراي اين برنامه فعال شود .
گزارش از : حسين عضدي فسا

سی وسه پل

سی وسه پل

سی وسه پل

یکی از پلهای زیبا و جالبی که در دوران صفویه بر روی زاینده رود احداث شد سی و سه پل است این پل در گذشته «پل جلفا» نامیده می شد (زیرا از این طریق به جلفا که تازه احداث شده بود می رسیدند). به «الله وردیخان» نیز معروف است زیرا سردار مشهور شاه عباس اول که به ساختن این پل مأمور گردید به این نام نامیده می شود.این پل که چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا متصل می کند قبلا 40 چشمه داشته اما امروز بیش از سی و سه چشمه آن باقی نمانده است و بقیه آنها مسدود شده اند. پل 295 متر طول و 13/75 متر عرض دارد و در زمره اولین آثاری است که شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده است.

در طرفین پل معبر باریک مسقفی است که در سراسر طول پل دیده می شود. سی و سه پل دارای یک پیاده رو برای گردش در بالا و یک پیاده رو در پایین است. پیاده رو پایطن گذرگاه مسقفی است که میان پایه های مرکزی پل و به فاصله کمی از بستر رودخانه ایجاد شده است. از گفتنیهـا دربـاره سـی و سـه پـل اینـکـه در دوران صـفـویه جـشـن «آبریزان» یا «آبریزکان» در کنار زاینده رود و در نزدیکی این پل برگزار می شده است. در این جشن که در سیزده تیرماه هر سال برگزار میشد مردم با پاشیدن آب و گلاب به روی یکدیگر در این مراسم شرکت می کرده اند.

مصالحی که در ساخت سی و سه پل به کار رفته:

سی وسه پل

آجر در قسمت فوقانی و سنگ در طبقه تحتانی پل است. پل الله وردیخان که در سال 1011 هجری بنا شده است از آثار مشهور اصفهان است که اکثر سیاحان و جهانگردان به توصیف آن پرداخته اند. یکی از خارجیانی که سی و سه پل را در اواخر حکومت قاجارها دیده است درباره آن می نویسد:

این بنای زیبا که با وجود مرور زمان با بزرگی و مشخصات آن سالم مانده است ارزش آن را دارد که برای دیدنش به اصفهان رفت، هر چند احتمالاً از کسی هم انتظار نمی رود که برای دیدن شاید باشکوه ترین پل جهان چنین کاری بکند.

 

منبع:

تبیان اصفهان

تخریب سی و سه پل به دلیل انحراف مترو در اصفهان

مسیر تونل شرقی خط شمال-جنوب متروی اصفهان پس از عبور از زیر رودخانه زاینده رود، در حدود ۳۰ رینگ (طولی معادل ۴۰ متر) در کنار سی و سه پل به اشتباه حفاری شده است. این خبر تکان دهنده ای است که پس از چندین سال لجبازی و اصرار مسئولین شهری و متروی اصفهان بر عبور خط مترو از چهارباغ و کنار سی و سه پل و نقض مصوبه شورای عالی ترافیک کشور، در هفته گذشته به گوش رسید.

مسیر تونل شرقی خط شمال-جنوب متروی اصفهان پس از عبور از زیر رودخانه زاینده رود، در حدود ۳۰ رینگ (طولی معادل ۴۰ متر) در کنار سی و سه پل به اشتباه حفاری شده است. این خبر تکان دهنده ای است که پس از چندین سال لجبازی و اصرار مسئولین شهری و متروی اصفهان بر عبور خط مترو از چهارباغ و کنار سی و سه پل و نقض مصوبه شورای عالی ترافیک کشور، در هفته گذشته به گوش رسید.

▪ ۶ متر انحراف به سمت راست در ۴۰ متر حفاری

این خبر که با خاموشی و عدم پاسخگویی مسئولین مربوطه همراه بود به وسیله یک منبع آگاه در سازمان قطار شهری شهرداری اصفهان فاش شد. این منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، در توضیح این مساله به خبرنگار ایلنا گفت: تونل غربی خط شمال-جنوب متروی اصفهان، بر اساس خط پروژه، بر رویDTA خود حرکت کرده اما مسیر تونل شرقی در هنگام عبور از زیر رودخانه زاینده رود در کنار سی و سه پل، در حدود ۳۰ رینگ ( طولی معادل ۴۰ متر ) به اشتباه حفاری شده است . این حفاری اشتباه باعث شده است که دهانه تونل از موقعیت تعیین شده کنونی، به میزان بیش از ۶ متر به سمت راست(غرب) جابه جا و از مسیر اصلی منحرف شود و از ان زمان حفاری متوقف شده است.

او در توضیح علل توقف پروژه گفت: دستگاه TBM قادر به پیچش با شعاع کمتر از ۲۲۵ متر نیست در حالی که با توجه به انحراف ایجاد شده اگر بخواهیم تونل را به مسیر اصلی خود برگردانیم و به ایستگاه تعبیه شده در خیابان چهارباغ بالا برسانیم، باید دستگاه با شعاع ۱۲۵ متر بچرخد که غیر ممکن است. اگر دستگاه مسیر خود را ادامه دهد و با کمترین شعاع یعنی ۲۲۵ بپیچد، از زیر فونداسیون هتل سوئیت و مغازه های اطراف آن عبور می کند و با این مشکل مواجه می‌شویم که تونل به ایستگاه تعبیه شده نمی‌رسد.

▪ در واگن های حفاری مصالح غیر عادی دیده شده است

این منبع آگاه در سازمان قطار شهری اصفهان تصریح کرد: دستگاه TBM مورد استفاده در پروژه مترو شهر اصفهان از نوع EPB بوده که برای حفاری خاک های شهری و نرم ساخته شده است. دستگاه TMB در هر بار عملیات حفاری به طول یک و نیم متر، متوقف می شود و کار رینگ گذاری انجام می شود و سپس حفاری دوباره آغاز می شود. او افزود: در واگن های حمل خاک های حفاری شده، مصالح غیر عادی بتون مانند که به قسمتی از پی یک سازه شباهت داشته دیده شده است که احتمال این قضیه وجود دارد که دستگاه در زمان انحراف با رمپ جنوبی سی و سه پل برخورد کرده و این مصالح، قسمتی از پی سی و سه پل باشد که در صورت صحت داشتن این قضیه و آسیب دیدن پی سی و سه پل، احتمال نشست کردن پل در زمان جاری شدن آب در رودخانه وجود دارد که پی بردن به درستی این احتمال، نیازمند بررسی های بیشتر است.

▪ شرکت نقشه بردار پروژه چه می گوید؟

او به حضور کارشناسان شرکت نقشه بردار پروژه مترو اصفهان برای بررسی موضوع اشاره کرد و افزود: کارشناسان شرکت آلمانی VMT GmbH که کار نقشه برداری پروژه مترو اصفهان را انجام داده است، به دعوت سازمان قطار شهری اصفهان برای بررسی موضوع به اصفهان آمده و پس از بررسی های لازم، در نامه ای که این شرکت نقشه بردار پروژه مترو اصفهان به قطار شهری اصفهان، سه گزینه پیش پای مسئولین قطار شهری اصفهان گذاشت. طبق بررسی VMT در هر صورت احداث ایستگاه در محل فعلی که کار ساخت آن در حال انجام است، غیر ممکن است ولی این شرکت راهکاری برای حل مشکل ارایه نداده است و در بخش دیگری از نامه خود، ایرادات پیمانکار را به او متذکر می شود و مسئولیت این مشکل و حل آن را از خود ساقط می کند.

▪ در زمان ایجاد انحراف، تذکرات لازم از سوی مهندسان داده شده بود

این منبع آگاه به برخی تذکرات مهندسان حاضر در پروژه در زمان ایجاد انحراف اشاره کرد و افزود: این طور که به ما گفته شد تعدادی از افراد حاضر در حفاری متوجه می شوند که دستگاه بر خلاف انتظار در حال پیشروی در مسیر مستقیم است و این افراد به چند تن از مهندسان ذیربط، این مساله را گوشزد می کنند و اخطار می‌دهد که ظاهرا" در قسمتی از کار اشتباهی در حال صورت گرفتن است که متاسفانه به این مساله بی توجهی می شود.در نهایت نقشه بردار ارشد پیمانکار( شرکت الموت ) متوجه اشتباه در حال بروز می شود و تقاضای توقف حفاری می دهد که متاسفانه در این زمان ۳۰ رینگ به صورت اشتباه حفاری شده بود.

▪ تعطیلی کار در زمان حضور بازرسان سازمان میراث فرهنگی

این منبع آگاه در سازمان قطار شهری اصفهان خاطرنشان کرد: در زمان بازدید سازمان میراث فرهنگی از عملیات حفاری مترو، کارگاه به صورت کامل تعطیل شده و به پرسنل گفته می شد که غیر از چند نفر، بقیه سر کار نیایند و حتی به دلیل حضور این بازرسان شماره سگمنت ها را پاک کرده و تاریخ سگمنت ها را تغییر می دادند تا به این بازرسان بگویند این جا کار تعطیل بوده و پیش روی نداریم.

▪ چرا این همه پنهان کاری؟

بحث انحراف در حفاری تونل مترو اصفهان در حالی در این گزارش منتشر می شود که به نظر می رسد از زمان ایجاد این مساله، دو ماه می گذرد، این در حالی است که مسئولان شهری نه تنها در این مورد اطلاع رسانی نکرده اند، بلکه در مواردی به تکذیب همه اتفاقات پرداختند. رییس شورای اسلامی شهر اصفهان در گفتگو با خبرنگار ایلنا در مورد وضعیت مترو اصفهان گفت: تونل غربی مترو در حال تکمیل است و تونل شرقی کمی عقب تر از آن در دست انجام است. عباس حاج رسولی ها تصریح کرد: اکنون در مورد محل ایستگاه مترو دو فرض وجود دارد که نزدیک رودخانه باشد یا روبرو ساختمان شوای شهر قرار گیرد.

او در پاسخ به پرسش خبرنگار ایلنا در مورد ایجاد مشکلاتی در پروژه مترو اصفهان گفت: ما هیچ مشکلی در مورد رد شدن از زاینده رود نداریم و تونل از زاینده رود بدون مشکل عبور کرده است. از سوی دیگر، عبدالجواد زعفرانی مدیرعامل سازمان قطار شهری اصفهان در پاسخ به پرسش خبرنگار ایلنا در مصاحبه تلفنی با وی گفت: شما احتمالاً با یک زعفرانی دیگر کار دارید!

شیران، از اعضای کمیته حمل و نقل و ترافیک کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر اصفهان نیز در مورد آخرین اخبار مترو به خبرنگار ایلنا گفت: شنبه هفته گذشته جلسه ای در این مورد تشکیل شد که من به این جلسه دعوت نشدم. دلیل استفاده از عنوان "منبع آگاه" در این گزارش و درخواست منبع خبر برای فاش نشدن نامش، بخشنامه شهرداری اصفهان به سازمان قطار شهری است که طبق آن، کلیه مسئولین قطار شهری از مصاحبه با رسانه ها منع شده اند.

هرچند درخواست خبرنگار ایلنا برای گفتگو با بسیاری از مقامات شهر اصفهان در این زمینه تاکنون بی نتیجه بوده است، ولی خبرگزاری ایلنا، آمادگی خود را برای گفتگو با همه مسئولین شهری اصفهان در این حوزه اعلام می دارد.

خبرگزاری ایلنا

فاطمه حاتمی

کابوس اصفهان بدون سی وسه پل به واقعیت می پیوندد

سرمایه ،رضا صالحی پژوه :پس از آنکه دستگاه حفر تونل مترو در اصفهان مشکل آفرید و خساراتی به سی و سه پل وارد کرد، شرکت نقشه کش مترو اصفهان هشت راهکار را برای اصلاح خطایی که به باور شهردار اصفهان عمدی بوده و دست هایی در آن دخیل بوده، ارائه کرد، اما شهردار اصفهان از میان هشت راهکار، خطرناک ترین روش را انتخاب کرد و تصمیم گرفت در جوار پل 400 ساله اصفهان که شهرت جهانی دارد، 18 هزار مترمکعب خاکبرداری کند تا دستگاه TBM را در مسیر اصلی خود قرار دهد.
به گزارش خبرنگار «سرمایه»، مسوولان شهری اصفهان تصمیم دارند خطای عملیاتی در انحراف حفاری تونل مترو را با کندن ترانشه ای بسیار حجیم در حاشیه سی و سه پل جبران کنند.
حفر گودالی به شکل مکعب مستطیل
به طول 59 متر، عمق 18 متر و عرض 17 متر که ماموریتش باز کردن فضا برای استفاده از جراثقال و در مسیر قرار دادن مجدد دستگاه TBM است.
البته هر چند نهایی شدن چنین تصمیمی مطابق با مصوبه مجلس که در سال 76
به تصویب رسید، حتماً باید با مجوز سازمان میراث فرهنگی کشور انجام شود، ولی چنانچه این موضوع نیز مانند موارد قبل یا با چراغ سبز سازمان میراث فرهنگی مواجه یا اینکه بی توجه به مصوبه های این سازمان عملیاتی شود، حجمی از خاک تقریباً برابر با حجم پل در کنار آن از دل خاک بیرون کشیده خواهد شد و این به معنای حفر یک قبر به معنای واقعی کلمه است.
عبور مترو از چهار باغ اشتباه بود
دکتر محمدرضا استهبد، خاک شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران در گفت و گو با خبرنگار «سرمایه» مجدداً به خطرناک بودن عبور مترو از خیابان چهار باغ تاکید کرد و گفت: «عدم رعایت عبور مترو در شعاع تاثیر سازه ای سی و سه پل، تخریب این بنای تاریخی را به همراه خواهد داشت.»وی اظهار داشت: «مشکلات متروی اصفهان به عنوان یکی از بزرگ ترین شهرهای گردشگری و شاخص جهان بسیار زیاد است و نباید فراموش کرد که بیشتر کشورهای توریستی جهان علاقمند به عقد خواهرخواندگی با اصفهان هستند.»
این عضو هیات علمی دانشگاه تصریح کرد: «اصفهان به عنوان نگین شهرهای خاورمیانه و کشورهای آسیایی به شمار می رود و نباید اقدامات انجام گرفته باعث از میان رفتن صنعت گردشگری در این شهر کهن و تاریخی شود.»
استهبد بیان داشت: «عبور مترو از چهار باغ بر بدنه این خیابان و مدرسه چهار باغ تاثیرگذار بوده و البته ممکن است در حفاری های تونل نیز با برخی از بناها و آثار تاریخی برخورد کند که در مطالعات ژئوتکنیک در دسترس نبوده.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان ساخت: «بر اساس نوع خاک و سطح آب های زیرزمینی قرار بود که مترو از خیابان شمس آبادی عبور کند و در این حالت مشکلی ایجاد نمی شد اما متاسفانه با وجود مصوبات متعدد در این خصوص در نهایت مترو از چهار باغ گذر کرد و اکنون با انحراف دستگاه حفار مترو به جرات می توان گفت شعاع تاثیر تونل در عبور آن از کنار سی و سه پل لحاظ نشده است.»
استهبد شعاع تاثیر سی و سه پل را
500 الی 1000 متر بیان کرد و ادامه داد: «برای اطمینان از سلامت سی و سه پل باید حداکثر فاصله را رعایت کرد که اکنون با فاصله 400 متری تونل مترو از سی و سه پل حتی حداقل فاصله نیز رعایت نشده است.» با این توضیحات و اینکه تصمیم گیری نهایی برای حل معضل سی و سه پل در این هفته مشخص خواهد شد، سفر دو تیم کارشناسی از کشور چین و شرکت «هرن کرشت» آلمان در روزهای آینده به اصفهان قطعی است. ولی آنچه اهمیت دارد و در بررسی های مسوولان بی رنگ است، اینکه این دو تیم فنی و کارشناسی هیچگاه نمی توانند در زمینه پیوستگی رمپ مقابل
سی و سه پل که برای حفر ترانشه مورد نظر علامت گذاری شده است، اعلام نظر کنند.
اصفهانی ها: مگر می شود اصفهان بدون سی وسه پل
دکتر امیرمهدی حلبیان استاد سازه دانشگاه صنعتی اصفهان در این زمینه گفت: «به نظر می رسد رمپ سی و سه پل به بخش اصلی پل پیوستگی و تکیه داشته باشد و این موضوع هشداری جدی در ارتباط با این حفاری است.» البته از آنجا که این پل تاریخی به هیچ سازمان وارگانی تعلق ندارد و به عنوان یک نماد و برند بین المللی برای شهر و مردم اصفهان شناخته شده، مردم را نیز در این زمینه دخیل کردیم و از آنان پرسیدیم اگر یک روز صبح از خواب بیدار و متوجه تخریب
سی و سه پل شدند، چه عکس العملی نشان خواهند داد؟ مینا شرفی زن 32 ساله ای است که در نزدیکی این پل تاریخی در یک مغازه لباس فروشی کار می کند. او در این زمینه گفت: «من اصالتاً از شهر دامغان هستم. در آن شهر کوچک نسبت به اصفهان، میراث فرهنگی و آثار باستانی معنی و مفهوم دیگری دارد و مسوولان شهری برای آثار کهن محدود این شهر ارزش خیلی بالایی قائل هستند.»او اظهار داشت: «به هیچ شکلی نمی توانم تخریب سی و سه پل را در ذهنم تصور کنم تا بتوانم در مورد آن اظهار نظر کنم.»مسعود باقری، مرد 28 ساله ای که در یک نمایندگی تعمیر خودرو مشغول است نیز گفت: «من کارم با آچار و پیچ گوشتی و ماشین و این دست وسایل خشن است و هر گاه که خیلی خسته می شوم با خانواده ام کنار این پل تاریخی می نشینم و خستگی را از تنم بیرون می کنم.»او اظهار داشت: «تخریب
سی و سه پل یعنی بی انگیزگی مسوولان برای حفظ یک اثر ارزشمند بین المللی.»
امیرمهدی معتمدی دانشجوی رشته مکانیک یکی از دانشگاه های آزاد اطراف اصفهان در این زمینه گفت: «اصفهان یعنی سی و سه پل و سی و سه پل نیز یعنی اصفهان.»او اظهار داشت: «در تمام جهان برای صنعت توریسم ارزش زیادی قائل هستند و من تعجب می کنم چه عاملی باعث می شود تا کسی به فکر نجات این پل قدیمی نیفتد.»گلنوش فرخی که هر روز برای رسیدن به محل کارش باید از روی این بنای تاریخی عبور کند،اظهار داشت: «تخریب سی و سه پل نتیجه بی مسوولیتی مسوولان است .»گفتنی است، مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری و شورای شهر اصفهان هر کدام ضمانت هایی را برای سلامت پل تاریخی اصفهان صادر کرده و همچنان صادر خواهند کرد. ولی آیا می شود پس از تخریب این بنای کهن تنها با یک معذرت خواهی و یا بیان اینکه دست هایی در کار بوده است، از کنار موضوع گذشت. یادمان باشد برای مترو نیز ضمانت هایی این چنین زیاد صادر شد، ولی زمانی که این غول آهنین به بیراهه رفت و منحرف شد، همان مسوولان گفتند از پیمانکار خسارت دریافت می کنیم و دست هایی در کار بوده، ولی در صورت تخریب سی و سه پل از چه کسی باید خسارت گرفت.
آغاز بحران سی و سه پل
شاید آن روز که صدای ناله های خفیف سی و سه پل 400 ساله در میان غرش های غول مترو به گوش کمتر کسی می رسید، تعدادی از دلسوزان و حامیان میراث کهن و باستانی بر این باور بودند که با چنگ انداختن به متن قانون بتوانند گذرگاه چهار باغ عباسی، مدرسه چهار باغ و سی و سه پل را از تهدید جدی مترو نجات دهند، ولی با گذشت زمان و صدور دستور قضایی بازپرس پرونده مترو اصفهان مبنی بر توقف حفر تونل در زیر چهار باغ، معلوم شد که تیغ دستگاه TBM یا همان ماشین حفر تونل تیز تر از آن است تا بتوان جلوی آن را با یک دستور قضایی گرفت.
دستگاه حفار تونل همچنین دشنه به دل اصفهان زد و قلب و روح و جان دوست داران میراث کهن را آزرده ساخت، اما داستان به همین جا ختم نشد و از آنجا که لرزاندن دل حامیان فرهنگ و تمدن، امری عادی تلقی می شود، در میان انبوهی از کتمان و تکذیب ها بالاخره در روزهای میانی شهریورماه صراحتاً مشخص شد دستگاه حفر تونل در نزدیک سی و سه پل با انحراف شش درجه ای به عمق 40 متر منحرف شده و سر از ناکجا آباد در آورده است. هر چند به رغم میل باطنی مسوولان شهری خبر انحراف مترو به یک بمب خبری تبدیل شد و کسی را یارای تکذیب و کتمان نبود، ولی کاسه، کوزه تکذیب های پی در پی شهردار و رئیس شورای شهر در روز و روزهای پیشین انتشار این خبر بر سر دستورالعمل استاندار سابق اصفهان و وزیر دادگستری فعلی شکست و شهردار علت تکذیب و عدم اطلاع رسانی را دستور استاندار در این زمینه بیان کرد. در حالی که تاکنون
500 میلیارد تومان برای راه اندازی مترو هزینه شده که نیمی از آن را مردم اصفهان پرداخت کرده اند و 500 میلیارد باقی مانده را نیز به صورت نصف نصف از شهروندان اصفهان دریافت خواهند کرد، ولی ناله های این پل نامدار برای رعایت مراعیان خیال که از اعماق دل زخم دیده اش به گوش می رسید، قصد خاموش شدن ندارد و همچنان مسوولان شهری را با معضل و مشکل مواجه ساخته است. یکی از این معضلات نیز تصمیم گیری برای تصحیح این اشتباه بزرگ و تاریخی دست اندرکاران قطار شهری اصفهان، اعم از پیمانکار و کارفرما و ناظر است.

سازه های تاريخی چهارباغ و سی و سه پل، با هر عبور قطار بايد تحمل 2 ريشتر زلزله را داشته باشند

شمس رنجبر: شما به عنوان يک متخصص می توانید بگویید که اثرات مترو و لرزش های ناشی از آن چه اثراتی می تواند بر بناهایی داشته باشد که چند قرن از ساخت آن گذشته است؟

 

کورش زعیم: لرزش های ناشی از حرکت قطارهای زیرزمینی می تواند بسیار بالا باشد، و این لرزش از طریق خاک تا مسافت زیادی انتقال می یابد. بسامد و سرعت انتقال این لرزش بستگی به سرعت و وزن قطار، شرایط ریل و بستر آن، و میزان بالاستی دارد که زیر خط آهن بکار می رود. افزون بر آن، انتقال افقی و عمودی موج های لرزه نیز بسته به نوع خاک و شرایط زمین پیرامون، می تواند بسیار گسترده باشد. موج های لرزشی ناشی از حرکت قطار همراه با موجهای ناشی از صدای قطار می توانند با تکان دادن فونداسیون های آنها، تاثیر بسیار مخربی روی ساختمانهای پیرامون بگذارد. در یک آزمایش لرزه نگاری متروی لندن برای یک قطار چهار کابینه و سرعت 72 کیلومتر در ساعت، در نزدیکی یک ساختمان پنج اشکوبه، لرزش عمودی نیم میلیمتر در ثانیه در زیرزمین و بیش از یک دهم میلیمتر در ثانیه در اشکوب دوم بود و بسامد موج لرزش تا 60 هرتز ثبت شده بود. ولی لرزش افقی در سراسر ارتفاع ساختمان یک دهم میلیمتر در ثانیه و ثابت بود. اگر تونل مترو روی بستر سنگی ساخته شود، میزان انتقال لرزش تا حدودی کاهش می یابد. در مورد متروی پاریس، در حوالی دانشگاه پاریس، چند سال پیش یک آزمایش لرزه نگاری برای سرعت 40 تا 80 کیلومتر در ساعت و فاصله 32 متری یک ساختمان پنج اشکوبه انجام گرفت که لرزشی معادل سه دهم میلیمتر در ثانیه و بسامد موج 100 هرتز ثبت شده است.

 

موج لرزش در مسیر خود از زیر زمین، ذرات خاک را از هم جدا و همراه خود به جلو می راند و باعث کاهش چسبندگی خاک در پیرامون تونل می شود. بنابراین، از آنجا که لرزش حرکت قطار همانند یک زمین لرزه خفیف ولی مستمر عمل می کند، ساختمانهایی که در مسیر این موجها قرار دارند کم کم تراکم و ثبات خاک بستر فونداسیون های خود را از دست می دهند. وقتی خاک بستر سست شد، فونداسیون نشست می کند و باعث شکستگی در ساختمان می شود. همچنین لرزش مداوم خاک که به فونداسیون ها منتقل می شود باعث لرزش پیوست کل ساختمان می شود و بسته به استحکام و یکپارچگی ساختمان و میزان پایداری آن در برابر زمین لرزه، ترک می خورد و یا فرو می ریزد. ساختمان های قدیمی معمولا از تکنولوژی مقاوم سازی که اکنون در ساختمانهای نوین برای پایدار کردن آنها در برابر زمین لرزه بکار می رود برخوردار نیستند.

 

سه سال پیش چنین مسئله ای در شهر بارسلون اسپانیا بوجود آمد که باعث اعتراضات شدید مردم و دخالت یونسکو منجر شد. تونل متروی شهر که از نزدیکی کلیسای تاریخی و معروف «ساگرادا فامیلی» که 130 سال قدمت دارد، مورد مخالفت مردم قرار گرفت، زیرا بیم آن می رفت که لرزش های ناشی از حرکت قطارا به ساختمان کلیسا آسیب برساند و سرانجام آن را فرو بریزاند. مردم با حکم دادگاه پروژه را متوقف کردند. دو سه روز پیش، لرزش های ناشی از حفاری تونل متروی شهر کلن آلمان در نزدیکی ساختمان سیصد ساله کتابخانه تاریخی شهر، باعث فروریزی این ساختمان شد و دهها هزار کتاب و آثار هنری کهنسال زیر آوار مدفون شدند.

 

شمس رنجبر: به نظر می آید که علاوه بر زیر چهارباغ، مترو را می خواهند از زیر سی و سه پل هم عبور دهند. آیا با توجه به زمان ساختن سی و سه پل و نبود امکانات امروزی در ساختن آن، چه خطراتی ممکن است این پل با اهمیت تاریخی را تهدید کند؟

 

کورش زعیم: در مورد ساختمانهای تاریخی چهارباغ و سی و سه پل، مسئله بسیار بسیار واضح تر و خطرناکتر است. سراسر دشت اصفهان آبرفتی است و لایه های زیرزمینی، بویژه در زیر چهارباغ، یک لایه خاک رس، زیر آن لایه ماسه و سپس دوباره لایه خاک رس است که بستر پایداری نیستند. سفره آبهای زیرزمینی بسته به سطح آب زاینده رود بین نه متر و پانزده متر نوسان می کند. بنابراین، گسترش موج های لرزش و صدا در این منطقه با شدت و سرعت بیشتری انجام می گیرد. من گزارش دانشگاه دلفت هلند را که در سال 2004 درباره زمین شناسی و حفر تونل نوشته شده بود خواندم. آنچه از لابلای گزارش برداشت کردم این بود که در طول 5/14 کیلومتر مسیر مترو فقط 8 گمانه خاک شناسی آنهم توسط مهندس مشاور عمران محیط زیست زده و به آنها تحویل داده شده بود که این تعداد گمانه بهیچ وجه از دیدگاه مهندسی پذیرفتنی نیست. دوم اینکه محاسبات آنها نشان داده بود که حفر تونل در میانه چهارباغ آسیب شدید به ساختمان مدرسه مادر شاه (مدرسه اسلامی چهارباغ) می زند، بنابراین، هفت متر تونل ها را به سوی پیاده رو غربی جابجا کرده اند. سوم اینکه، مشاور هلندی می گوید که در درستی داده های زمین شناسی تردید دارند و به آنها اجازه بازبینی و آزمایش مستقل داده نشده است. چهارم اینکه ساختمانهای تاریخی چهارباغ را در رده سوم آسیب پذیری که شامل یادمان های تاریخی و ارزشمند است رده بندی کرده اند که از نظر اصول درست است، ولی به علت وضع تاریخی معماری در دشت اسپهان، که شرح خواهم داد، باید در رده حساس تر چهارم قرار می گرفت.

 

از آنجا که اسپهان منطقه زمین لرزه خیز به شمار نمی آید، همه ساختمانهای کهن پیرامون چهارباغ، مانند مدرسه چهارباغ، مسجد جامع، هشت بهشت و سی و سه پل و غیره روی فونداسیون های خرد سنگ و شفته آهک ساخته شده اند که به آسانی در معرض موج های لرزه آسیب پذیر هستند. من تصور می کنم که سرعت موجهای لرزش قطارها در از میان خاک رس و ماسه، بویژه آب، باعث جابجایی دستکم یک میلیمتر در ثانیه خاک شود و این ضربات مداوم در مدت بسیار کمتر ز آنچه کارشناسان مشاور مترو برآورد می کنند باعث تکان خوردن فونداسیون ها و آثار روبنایی مانند فروریزی کاشی کاری های بی نظیر مدرسه چهارباغ و ترک های طولی در دیوارهای این ساختمان و به مرور زمان در ساختمانهای مسجد جامع، کاخ هشت بهشت، مسجد جامع، پل خواجو و دیگر سازه های تاریخی شود. سی و سه پل که در جهان بی همتاست و قرار است تونل از 43 متری آن از زیر زاینده رود گذر کند خیلی زود استواری فونداسیونهای خود را از دست خواهد داد و به تدریج فرو خواهد ریخت. هم اکنون هم سی و سه پل در خطر است و باید مقاوم سازی شود.

من تصور می کنم که بسامد موجهای ناشی از حرکت قطار مترو در این ناحیه بین 80 تا 150 هرتز باشد، یعنی هر بار قطار از آنجا گذر می کند حدود 80 لرزش در ثانیه بر پایه های ساختمانها وارد می آورد. اگر با توجه به ساختار زمین شناسی، سرعت ذرات خاک را 5/0 تا یک میلیمتر در ثانیه فرض کنیم، ضرباتی که به ساختمانهای پیرامون وارد خواهد آمد بسیار قابل توجه خواهد بود. تصور کنید که سازه های تاریخی پیرامون چهارباغ و سی و سه پل، هر بار که قطار از آنجا گذر می کند، مواجه با یک زمین لرزه دو تا چهار ریشتری شوند.

هم اکنون، کاخ مسعودیه قاجاری با آینه کاریهای بی همتای آن در میدان بهارستان در معرض تخریب لرزش ناشی از متروی تهران قرار گرفته است و اگر آن را نجات ندهند تا چندین سال دیگر جز تل خاکی از آن باقی نخواهد ماند.

از جمله آثار تخریبی متروی چهارباغ، نابودی چشمه هایی است که جویبار میانی چهارباغ را تغذیه می کنند. افزون بر آن ساختمان تونل مترو مانند سدی در برابر جریان آبهای زیرزمین عمل خواهد.

 

شمس رنجبر: سازمان میراث فرهنگی و شورای شهر که پشت این پروژه ی مترو ایستاده اند، بارها گفته اند که در کشورهای ایتالیا و فرانسه هم که آثار بزرگ تاریخی دارند، مترو هم دارند. ممکن است فرق مترو داشتن آنهاا را با مترو داشتن ما را بفرمایید؟

 

کورش زعیم: در فرانسه، ایتالیا و انگلستان مترو را هنگامی ساختند که دانش و تکنولوژی امروز وجود نداشت. آنها هم دشواری های بسیار داشته اند که هم اکنون اقرار دارند اگر امروز بود آن مسیرها را بر نمی گزیدند. از سوی دیگر، ساختار زمین در آنجا با زمین شناشی اسپهان تفاوت بسیاری دارد. در لندن پایداری خاک در برابر موج لرزش بیشتر از پاریس و بسیار بیشتر از اسپهان است. افزون بر آن در آنجا ها فقط یک ساختمان تاریخی در سر راه می بود، نه مانند اسپهان که چندین سازه تاریخی در یک مجموعه بی نظیر جهانی را به مخاطره اندازد. تفاوت عمده اکنون اینست که نه اکنون و نه در زمان ساختن مترو در هیچکدام از آن کشورها بدون بررسی های کارشناسی و اجازه رسمی مسئولان میراث فرهنگی حتا یک سانتی متر را هم نکنده اند، در صورتیکه در اسپهان با بی اعتنایی مسئولان میراث فرهنگی کشور و علی رغم هشدارهای کارشناسان مستقل و دستور اکید دادگاه به حفاری ادامه داده اند که نشانه یک حکومت ملوک الطوایفی کامل است.

از سوی دیگر، منطقه اسپهان باستانی که نقش جهان در آن قرار دارد، قدمت چند هزار ساله دارد. اسپهان از زمان هخامنشیان مرکز گردهمایی و ساماندهی نیروهای ارتش ایران بوده و باید صدها جایگاه تاریخی در زیر خاک مدفون باشد که تونل مترو آنها را نابود کرده است. همینکه محل انتقال خاک حفاری تونل را پنهان نگه داشته اند، نشان می دهد که کسانی آن خاکها را برای یافتن آثار تاریخی جستجو می کنند. بودجه پانصد میلیارد تومانی متروی اسپهان هم جاذبه بسیار دلپذیری دارد که اگر قرار باشد مانند سد سیوند به مرور زمان به بیش از ده برابر افزایش یابد، نابودسازی فرهنگ یک ملت برای دستیابی به این گنجینه جاذبه ای دیوانه کننده دارد.

 

شمس رنجبر: شما  یکی از کارشناسانی بودید که خطرات ناشی از آبگیری سد سیوند را چه بر بناهای باستانی و چه بر تالاب بختگان پیش بینی کرده بودید. تالاب بختگان که متاسفانه سوخته است و بنا به گفته های اهالی و برخی اهل فن، رطوبت تا اطراف پاسارگاد و آرامگاه کورش بزرگ هم رسیده است. فکر می کنید چه وقت این رطوبت می تواند بر آرامگاه کورش اثری مخرب داشته باشد؟ و آیا خبر دارید که شرایط آنجا چه وضعیتی دارد؟

 

کورش زعیم: آسیب ها از همان آغاز آبگیری  بوقوع پیوست. ما گفتیم که آب رودخانه پولار آنقدر نیست که دریاچه سد را پر کند و گرد آوردن همان آب کم در پشت سد باعث می شود بخش عمده ای از آب جمع شده در دریاچه، به علت افزایش سطح تماس با گرمای خورشید، بخار شود و به کشتزارها و سرانجام دریاچه بختگان نرسد. امسال آب رودخانه از حالت عادی هم کمتر بوده و دریاچه اکنون بسیار کم آب است؛ ولی در نتیجه بسته شدن در یچه های سد، رودخانه و تمام مسیر آن تا دریاچه بختگان دچار خشکی شده اند. همان دریاچه پشت سد باعث بخار شدن حدود سی در صد آب رودخانه شده است. بسیاری از جایگاههای تاریخی تنگه بلاغی زیر آب رفته اند. صدها درخت چندهزار ساله بریده شده اند. اکو سیستم منطقه در حال تغییر و حیات وحش و گیاهی در حال نابودی است. بالا آمدن سطح سفره آب زیر زمین به علت افزایش فشار آب به دلیل ایجاد دریاچه، رطوبت را به پای آرامگاه کورش رسانده و گلسنگ ها در حال رشد و انتشار بوده اند. سد سیوند یکی از احمقانه ترین طرحهای عمرانی دهه اخیر بود که حدود نود میلیارد تومان پول ملت را به هدر داد و آسیب های ناشی از آن را با نهصد میلیارد تومان هم نمی شود جبران کرد. دهها سد غیر ضروری دیگر در سراسر کشور در حال احداث است.

 

شمس رنجبر: می بینیم که همایشی برای در خطر افتادن میراث اصفهان تشکیل شده است. و جالب است که درست در زمان آبگیری سد سیوند هم از همین همایش ها انجام می شد. و جالب تر اینکه هم در آن زمان و هم اکنون این همایش ها با همکاری سازمان میراث فرهنگی  برگزار می شود. یعنی در واقع همان سازمانی که مسئول حفظ این بناهاست ولی در عمل، کنار تخریب کنندگان آن ها ایستاده. وقتی اعتراض های مردمی و کارشناسان بالا می گیرد، و به اصطلاح کار به جاهای باریک می کشد، اجازه اين همايش ها را می دهد و خودش کنار معترضین می ایستد. شما این ژست سازمان میراث فرهنگی را چگونه توجیه می کنید؟

 

کورش زعیم: من در این همایش (پنج شنبه پانزده اسفند) شرکت کردم و همه آنان که در آنجا دیدگاههای خود را مطرح کردند از نیک اندیشان راستین میراث فرهنگی اسپهان بودند. همایش بیشتر جنبه انتقاد از رییس میراث فرهنگی اسپهان و شهردار آنجا را داشت. ظاهرا رییس میراث فرهنگی کشور مایل است این نمایش را بدهد که با کردار مسئولان اسپهان موافق نیست. من همایش را بسیار مثبت ارزیابی کردم، ولی رفتار رییس میراث فرهنگی کشور را فریبکارانه می دانم. اگر ایشان به راستی از کردار نماینده خود در اسپهان ناراضی است، می تواند با یک حکم او را عزل کند. علت اینکه چنین کاری را نمی کند یا نمی تواند، احتمالا اینست که اسپهان تیول بخش دیگری از جناح حاکم است و به آنها این قدرت داده شده  که هر کار خواستند بکنند. متروی اسپهان که همه کارشناسان مسیر خیابان شمس آبادی را برگزیده بودند، باید از چهارباغ و دروازه دولت بگذرد تا جمعیت را برای رونق دادن به برج تجاری که میدان نقش جهان را کور کرده، به آنجا بیاورد. بدتر آنکه خط خاوری باختری مترو هم از زیر نقش جهان گذر کرده و در همان دروازه دولت ایستگاه دارد. این دو خط چنان جمعیتی را به چهارباغ خواهد آورد که دیگر چهارباغ جای قدم زدن و تفرج نخواهد بود؛ ولی البته برج جهان نما رونق خواهد گرفت. جالب اینکه همان شخصی که در برابر مردم و یونسکو که به بلندای برج جهان نما اعتراض می کردند مقاومت می کرد، اکنون رییس میراث فرهنگی اسپهان شده است. اگر رییس میراث فرهنگی و شهردار اسپهان بر ادامه ساختمان مترو از مسیر چهارباغ و سی و سه پل اصرار ورزد و بخاطر رونق برج تجاری جهان نما حاضر به نابودسازی یکی از مهمترین مجموعه های فرهنگی جهان باشد، هر دو نامزدهای شایسته ای برای معرفی به دیوان کیفری بین المللی به عنوان جنایتکار علیه بشریت خواهند بود.

شمس رنجبر: از اطلاعات مفيدی که در اختيار ما گذاشتيد سپاسگزارم

خانه ی اشرافی در لواسان تهران

خانه ویلایی لواسان

خانه ویلایی لواسان

خانه ویلایی لواسان

ادامه نوشته